fixed

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


مواد لازم جهت به وجود امدن 1 انسان :

 

1 عدد تخمک حاوی چربی  + پروتئین  + هسته

+

1 عدد اسپرم زرنگ و جنگجو حاوی  مقدار کمی سیتوپلاسم + انزیم + میتوکندری + تاژک + هسته

چربی :  اسید های چرب + گلیسرول 

اسید های چرب : از c , H

و...

 

این عناصر با هم ترکیب شدند و 1انسان را به وجود اوردند.

 

همه ی ما با 1پیروزی به وجود امدیم!

پیروزی اسپرممون در برابر  300تا 400 میلیون اسپرم دیگر!!

 

ما به وجود امدیم

خیلی حرفه ای!

خیلی رو اصول!

خیلی تند و سریع!

و

در  شرایط و محیطی مناسب!

 

"می خوام این روندو خراب نکنم! "

 

 

http://www.aftab.ir/lifestyle/images/a187d7f70a8dd4b8b3a908800ba55019.jpg

 

!" 5 تا هشدار "!

 

1 - گیرم که باختم!!!

اما کسی حق ندارد به من دست بزند

یا از صفحه ی بازی بیرونم بیندازد

شوخی که نیست!!!!

من شاه شطرنجم!!!!

 

2 - ارزو طلب نمی کنم...ارزو می سازم.

 

3- لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر می کنی...

"من همانی ام که فکرش را هم نمی توانی بکنی!!"

 

4- لبخند می زنم و او فکر می کند بازی را برده است...

هرگز نمی فهمد که من ,

با هر کسی رقابت نمی کنم!!

 

 5-- من مسئول حرف ها و رفتارهایم هستم.

اما ...

مسئول برداشت شما از ان ها نیستم!!

 

نکته ای باریک و نغز از HIH :  دوست من غمی که حاصل رفتن یک "الاغ" از زندگیتون باشه , غم نیست !!

" گود بای پارتی جعفره "

 

"تذکر" : اهنگ ها و موزیک هایی رو که در وبلاگ من می شنوید,

اهنگ ها و موزیک های مورد علاقه ی من هست!

حتی ممکنه به نظرم اون اهنگ یا موزیک قدیمیباشه!!

اما چون دوسش دارم پس رو وبلاگم می ذارم!

امیدوارم شما هم لذت ببرید.

 

موزیک/اهنگ که هم اکنون در وبلاگم پخش می شود :

 

  Title: I Will Always Love You

  By: Whitney Houston

  Writer: Dolly Parton

  Album:  The Bodyguard: Original Soundtrack Album

  Year: 1992

 

I LOVE YOU

 

 

آره!! با خود خودتم!....ببین قلبمو!... فقط به " عشق" تو می زنه عزیزم!

 

 

( فقط "5 هشدار "برداشت شده از وبلاگ مجنون لیلی)

 

 

 

 

 

 

~~~HIH~~~

 

 

 

من هم پول دار می شم و هم قهرمان

 

تذکر : زهرا جونم عزیز دلم سورپرایز شما پست قبلی اینه!! برو پایین تر می بینیش عزیز دلم .

آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ...
آهههههههههههههههههههههههههههه...
آره آه می کشممممم ...
آهی بلند و طولانی!
به خاطر این وضعیت!!
به خاطر این دنیا!!
دلم می خواد امروز درونمو روی صفحه ی مجازی خالی کنم!
چه اشکالی داره؟
این صفحه رو می تونم از دور هم تماشا کنم!!
اما درونمو چی؟؟
درونم بسیار مبهمه!!
حساب کتابش معلوم نیست درست!!
یکم بهم ریخته اس!
ای کاش قواعد و قانون های زندگیم فرمولی داشتن!!
تا بدون چک و چونه جوابمو بهم می دادن!!
طی این مدت که گذشت بنده تصمیم گرفتم تنها رشته هایی رو انتخاب کنم که در انتها بهم "پول زیاد" می دن!
چرا؟
چون طی این مدت که من پشت کنکور داشتم بزرگ می شدم فهمیدم آدم پرخرجی هستم!
یعنی از حد معمول پول بیشتری مصرف می کنم!
سر پول بیشتر گرفتن از پدرم به مشکل برخوردم!!
شاید این توقع زیاد از حد به شمار می رفت!!!
و من دوست نداشتم با استفاده از هزارتا ترفند پول پدرمو ازش بگیرم!!
یه جورایی این کارا تو مرام من نیست!!
پس تصمیم گرفتم تنها رشته هایی رو انتخاب کنم که در آخر بهم "پول بیشتر" بدن!!
مبناء انتخابمو پول گذاشتم!!

پول دوست دارم!!و زیاد می خوام!!


و جالب بود که پدر و مادر و... داشتن به خاطر این روشی که انتخاب کردم "تحسینم می کردن"!!
تشویقققققققققققققققققققققققققققققققق
یه جورایی تو کت من نمی رفت!!
آخه رشته ها و پتانسیل های من در یه سری از رشته ها جلوه ی بیشتری داره که اسم اون رشته ها کمتر در جامعه معروف شده!!
مثل؟
روانشناسی!
تربیت بدنی!
حقوق!
دادستان!
قاضی!
مدیر امور مالی!
مدیر پروژه های هنری!
مدیر سرمایه گذاری بانک!
اینا رشته هایی بود که درجواب یک تست روانشناسی بسیار دقیق و حساب شده به من داده شد.
در کل این رشته ها به من نشون می دادن که تو مناسب رشته ی تجربی نیستی!!
تو باید می رفتی به رشته ی "انسانی"
خیلی افسوس خوردم!! ولی واقعیتش خیلی هم پشیمون نیستم!
چون من زیست و شیمی رو واقعا دوست داشتم و هنوز هم با صراحت این عشقو ابراز می کنم
راهی که برام مونده اینه :
کلا حانیه بی خیال رشته های مورد علاقه ات شو ...
و برو تو خط مادیات!!!
برو و پول دربیار!!
و خرج کن و لذت ببر!!!
یا؟؟؟
یا حانیه هنوزم دیر نشده!!
رشته هایی که تو واقعا درونشون استعداد داری هست!!
مثل "روانشناسی ... علوم آزمایشگاهی ...تربیت بدنی ...پزشکی...زیست شناسی"
آره!!!
پزشکی هم هست!
من کار پزشک هارو دوست ندارم!
ولی واقعا واقعا از خوندن اعضای بدن لذت می برم!
از علم بدن و اعضای تشکیل دهنده اش خوشم میاد!!
به همین خاطر پزشکی هم دوست دارم!!
ولی از شغل پزشک ها خوشم نمی یاد!
که می تونم شغلشو از بیمارستانو مطب بکشم بیرون و ببرم جاهایی که خودم دوست دارم!
مثل دانشگاه ها ... آزمایشگاه ها...
من با دیدن سلول های بدنم " گریه ام " می گیره!!
من با یاد گیری علم زیست ... جووان می شم!!
حسی از تازگی و جوانی در من پدیدار می شه!!
شگفت زده می شم و عطشم برای یادگیری بیشتر می شه!

 

زندگی بدون عشق؟

من فکر مرگمو می کنم!
آیا من حانیه ی 60ساله بشم از کاری که کردم در زندگیم خوشحالم؟
این آدم های پول دار چه کار می کنن؟؟
فقط اینقدر پول جمع می کنن تا مطمءن شن که بچه هاشون و ... از پول کافی برخوردار هستن تا لذت ببرن!! تا بتونن پزشونو بدن!!
بتونن فخرشونو بفروشن و کلاس بذارن!!
دنیای این آدم ها به همین محدود می شه!
در آخر هم یه قبر شیک می خرنو با هزاران دسته ی گل گرون قیمت و شیک شکلاتشون می کنن با کفن و می ذارنشون زیر یه خروار خاک!!
آره!!
با پول می شه کلاس خرید!
فخر فروخت!
راحت بود!
و لذت برد!!
منم همینو می خواستم!!
واقعیتش آدم وقتی پول داره یه جورایی حس آرامششم بیشتره!!
خیالش راحته!!
و می تونه با خیال راحت بخنده و خوش بگذرونه!!
چون می دونه پول داره و حتی اگر یه زمانیم دلش برای کسی بسوزه بهش می تونه "پول" بده و چه کمکی بهتر از این؟
ولی خدایی ما به خاطر پول به دنیا پا گذاشتیم؟
من حالا جوونم و کلی انرژی و استعداد دارم!
باید از این استعداد ها و انرژیم درست استفاده بشه!
باید تغییری در این دنیا به وجود بیارم!
باید این دنیا قبل و بعد مرگ من تغییری کرده باشه!!
باید خودمو به دنیا نشون بدم!
باید موثر باشم!!
این همه آدم پول دار!!
اومدن و مردن و رفتن!!
فقط با پول هاشون لج و حرص آدم هارو در آوردن و رفتن!
خب خیلی گل کاشتن؟
ما تو دنیااا این همه پول دار داریم!!
می خوام در آخر به این نتیجه برسم که!!
" پول مهمه" خیلیم "مهمه"
ولی نباید مبناء من برای انتخاب رشته ام باشه!!
من قراره یک انسان مستقل بشم!!
قراره در آینده به عنوان " الگو " بهم نگاه کنن!!
من دوست دارم الگوی خوبی برای جوون های مملکتم باشم!!
این معیار معیار قشنگی نیست!
ظاهر خوبی نداره!
این جوری آدم هایی که من دوست دارم جذبم نمی شن!!
اگر برم دنبال پول درآخرم آدم های پولکی دنبالم می افتن و جذبم می شن!
اما برای من فقط فقط " پول " مهم نیست!!
پولو دوست دارم ولی نباید مبنای همه چیزم قرار بگیره!!
شاید این رشته ها به ظاهر کم درآمد باشن :
مثل :
روانشناسی ... تربیت بدنی ... علوم آزمایشگاهی ... زیست شناسی ... پزشکی
اما من می تونم با پتانسیل ها و توانایی هام پر درآمدشون کنم!
من شخصیو می شناسم که با تربیت بدنی ماهی 15میلیون درمیاره!!
و کارش فوق العادس!
و می خواد این مقدارو به 20میلیون برسونه!
این خانم "عاشق " کارشه!!
و داره به هدف هاش می رسه!
اون آرزو داشته که ورزشو در بین پیرها و ناتوان ها رایج کنه!!
و داره این کارم انجام می ده!
در واقع 1 گره داره از کار کشور باز می کنه!!
داره به رشدو پیشرفت کشور کمک می کنه و پول خوبیم داره!!
فکر می کنم باید امسال تنها با استفاده از علاقه هام انتخاب رشته کنم!!
و جوری جلو برم که از دید جوون های کشورم ... مثبت باشم!
که در آخر اگر کسی بخواد برام زندگی نامه بنویسه یک داستان زیبا رو به نسخ و تحریر دربیاره!!
دوست دارم قهرمان و پول دار زندگی خودم باشم!!
نه فقط فقط  پول دار!!!!
برای پول دار شدن احتیاج به مغز اقتصادی و تلاش و پشتکار دارم!
اما برای قهرمان شدن احتیاج به "علاقه و عشق" دارم!!!

هم پول هم "قهرمان"

" برای زهرای من و خاطره ها "

LOVE & KISS

 

گنجشک‌ها 
از روی عادت نمی‌خوانند، 
سرودی دسته‌جمعی را تمرین می‌کنند 
برای خوش‌آمد گفتن 
به تو..

~~~HIH~~~

باران برای تو می‌بارد 
و رنگین‌کمان 

– ایستاده بر پنجه‌ی پاهایش – 
سرک کشیده از پسِ کوه 
تا رسیدن تو را تماشا کند. 

نسیم هم مُدام
می‌رود و بازمی‌گردد
با رؤیای گذر از درز روسری
و دزدیدن عطر موهایت!
زمین و عقربه‌ی ساعت‌ها
برای تو می‌گردند
و من
به دورِ تو!

FOR YOU

 

پی نوشت : این گل و شعر تقدیم شمااا ... دل و قلوه که قبول نمی کنین! لااقل این گل ها رو از من بپذیرید!!

 

BOOOOSSSS ...boooooooos ...BOOOOOSSS

چشماتو درست باز کن و ببین که من یک لیدی زیبا و بالغ هستم!

حانیه تو دیگه بزرگ شدی!
از وقتی جواب کنکور اومده حسابی ریختم بهم!!
دلیل اصلیش دخالت های شدید پدر و مادرم و اطرافیان در کارهامه!!
وقتی اینقدر در کارهای من دخالت می کنن احساس کوچیکی بهم دست می ده!!
انگار که بچه ی 2ساله ام و هیچی نمی فهمم!!
در صورتی که من دیگه بزرگ شدم!
و تدیگه واقعا بیشتر از بقیه می تونم بفهمم چی دوست دارم!!
و من امسال رتبه ام  بهتر از پارسال شده اما پدر و مادرم همچنان شدیدا دخالت می کنن!!
و تمام تلاششون رو می کنن تا منو "بچه" کنن!!و اعتماد به نفسمو بیارن پایین.
نمی فهمن که من دیگه بزرگ شدم و حالیمه که چی برام خوبه و چی خوب نیست!!
فکر می کنم این می تونه نشانه ای بزرگ شدن من باشه!
این که "امسال" فقط فقط خودم انتخاب رشته کنم و این کار و  خودم به اتمام برسونم

این کار از نظر مامان و بابام بزرگه اما من می تونم با برنامه ریزی به پایان برسونمش!!
خودمم این جوری احساس بهتری دارم!!
الان یک لیدی زیبا و بالغ درحال نوشتن این پسته!!
دیگه بچه  نیستم!

 

حدودتو حفظ کن لطفا!!

برای زهرای عزیزم !

زهرای عزیزم !!

خانم خوشگل !!

خانم با احساس ...

خانم باسلیقه ...

عزیز هنرمندم ...

عزیز دلل من ...

ببین قلب منو :

تقدیم شما

 

Booooos...bOOOOs...boooSSSS...BOOOS

لحظه ی تعادل

باید لحظه ای رو پیدا کنی ...

که بتونی تعادلتو در اون لحظه با ژستت و هویتت حفظ کنی .

شاید "مراقب از خود " ما رو به این لحظه نزدیک تر کنه!

باید مراقب احساساتمون باشیم تا وابستگی به چیزی پیدا نکنیم.

باید اول از همه از وابستگی های عاطفی جلوگیری کنیم تا به لحظه ی تعادل نزدیک تر بشیم .

 

لحظه ی تعادلتو پیدا کن .

من اولین رهبر/رییس جمهور زن در ایرانم!

همیشه فکر می کردم باید زمانی وجود داشته باشه تا مردم ایران سطح درک و آگاهیشون به حدی برسه که بتونن با تمام قلبشون و اعتقاداتشون یک زن رو به عنوان رهبر/رییس جمهور کشورشون قبول کنن!

و با خودم گفتم :

" اون زن چه کسی خواهد بود؟ "

و دلم یک دفعه خالی شد!!

استرس گرفتم و گیج شدم!!

و با خودم گفتم :

" چرا اون رهبر / رییس جمهور من نباشم؟؟؟

اگر قرار باشه یک روزی یک زن در کشور من رییس جمهور یا رهبر بشه اون زن باید "من " باشم!!

:)

HIH اولین رهبر/ رییس جمهور "زن" در ایران

ببین! من عاشقتم!! می دونستی؟

تاحالا شده عاشق یک رقاص بشین؟؟

من شدمم!

اینقدر که دارم روی شغل رقاصی فکر می کنم!!

پزشکی بهتره یا رقاصی؟

نظر شما چیه؟؟

:))

رقاص بهتره یا پزشک/دکتر؟

مراقبش باش تا نریزه!!

خدای من!

کل زندگی از نظر من یعنی جنگیدن ...

یعنی صبر داشتن ...

یعنی کنترللللللللل ...

حتی انگیزه داشتنم کنترل می خواد!

باید جوری خودتو بسازی که انگیزه برای زندگی همیشه درونت باشه و با یک لرزش نریزه!!

ها ها

هه هه ...

 

مراقب باشششش نریزه

آقای دکتر آرام فر خداحافظ!!

خدای من چقدر مزه ی این خداحافظی تلخه!!

باورم نمی شه!!

ولی مثل این که نمی شه واقعا!!

و ما باید خداحافظی کنیمممممم ...

من نه هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ...

من قراره از یک استاد بامزه خداحافظی کنم!

استادی که باهاش خو گرفته بودم!!

و همیشه هم هست!

و نمرده!! و داره زندگیشو می کنه و خیلی وقت ها با کارها و حاشیه هاش اعصابمو خرد می کنه!!

و حرص و لج منو در می یاره!

ولی باید باهاش خداحافظی کنم و قبول کنم که تموم شده!

من رفتممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم ...

هوووووووووووووووووووووورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...

می خوام برم و بترکووونمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم...

هورااااااااااا ...

بای بای

بازگشت HIH

یعنی باورم نمی شه!!!

خاطرات سال 93 ی من کوووووش؟؟؟؟

خدای من!!

وبلاگم برگشته به سال 92!!

:)))

قالبش!!

آهنگش!!

آخه این چه وضعیته؟

کی می خواد جواب از بین رفتن خاطرات منو بده؟؟

بیا اینم از وضعیت وبلاگ هامون !

عصبانی و شاکیم!

صادق باش

چقدر عجیبه ...

وقتی صداقت داری!

ولی واقعا "عاشق صداقتمم"

آره من اومدم به این دنیا تا صادق باشم ... تا یک انسان ناب باشم ...

و اینو به همه نشون می دم ...

من بازتاب این دنیام!

البته با یک "فرق" این که سعی می کنم بدی هارو درون خودم خنثی کنم و "خوب" پسش بدم!

مثل یک گل!

یک گیاه!

چقدر من عاشق گل و گیاهم!!

چون این عشق هااا , دی اکسید کربن رو می گیرن و اکسیژن می دن!

و هر دفعه هم که نگاهشون می کنی اینقدر زیبا هستن و ژست خوشگلی دارن که روحیتو عوض می کنن!

من هر دفعه که ناراحت بودم و غصه می خوردم با دیدن گلدون های تو اتاقم ساکت و آروم می شدم!

و ساعت ها می شستم روبه رو شون و نگاهشون می کردم ...

http://pic.photo-aks.com/photo/nature/flowers/poppy/large/anemone-flower-wallpaper.jpg

صداقت و عشق ...

زن بهتر از مرد هست!

کجای قانون ما گفته مرد بهتر از زنه؟
اگر الان در جامعه این طور به نظر می رسه تنها به خاطر اینه که موقعیت های کاری برای "مردها" بیشتر مهیا شده!

تا برای زن ها!!

من به عنوان "یک دختر" اصلا قبول ندارم که توانایی یک مرد بیشتر از یک زنه!!

ولی اینو قبول دارم که یک زن در شرایط جامعه ی ما خیلی سخت تر از یک مرد می تونه کار کنه!!

بلکه شغلی انتخاب کنه که مستقل باشه و مشخص!!

این "ایران" ماست!!

کی گفته که 1 مرد موفق می تونه 3,4 تا زنو ساپورت کنه؟

از لحاظ روحی و پولی و ...

کدوم زن خاری اینو می تونه بپذیره؟

چرا باید شرایط جامعه ی من جوری باشه که این اتفاق ها در اون بیفته!

اگر این طوره!!

می خوام 100سال سیاه کسی کمکم نکنه!!

خودم از پس خودم برمیام!

من به خودم و توانایی هام ایمان دارم .

 

زن ها بهترین موجودات روی کره ی زمین هستن!

من باید روز به روزز "بهتر" بشم ...

گاهی وقت ها اینقدر احساساتم پیچیده می شن که نمی تونم خوب فکر کنم یا کاریو انجام بدم!

و چیزهای زاءدی جلوی تفکرمو می گیرن ...

تا حالا شده روزهاتونو با فکر ها و آرزوهایی بگذرونین که می دونین غلطن؟؟

تاحالا شده با رویا و خوش بینی زندگی کنین؟

و هرچیزی رو بپذیرین که فقط رازیتون می کنه و باعث خوشحالیتونه؟

من می گم زندگی با "مسکن"

من تو این مدت روحم به اندازه ی کافی خش برداشته!!

هر وقت به این موضوع فکر می کنم به خودم می گم , اشکال نداره!!

حالا تو :

" بزرگ شدی!"

اینقدر باید بشکنی ... تا شکستنو یاد بگیری!!

نه!

من از هیچ اتفاقی نمی ترسم!!

من از هیچ حادثه ای نمی ترسم!!

من اینقدر مبارزه می کنم تا از همه حرفه ای تر بشم!

اینقدر می شکنم تا روز به روز برنده تر بشم!!

چون من "حانیه ام" و با خیلی های دیگه "فرق " دارم ...

فرق دارم و اینو خیلی وقته که می دونم

نه!!

از تو یکی دیگه نمی خورم!

و تنها خواسته ام ازت اینه که " رهام " کنی!!

تمام کارهایی که کردی باعث عذابم بوده ...

دلمو زدی و شکوندی

و حالا از ناامیدی حرف می زنی!

و مسخره بازی!!

من از تو هم متمایز ترم!!

و از تو هم بهترم!!

مطمءن باش.

 http://gahar.ir/wp-content/uploads/2014/01/daria-model-2.jpg

من از تو یکی بهترم!

من همیشه آماده ام!!

عجب تجربه ی عجیبی در عید داشتم!!

و البته 1 کار بزرگ در زندگیم انجام دادم!!

جرقه اشم تنها با زدن 1 جرقه در ذهنم شروع شد!!

چون کلا خانوادم با انجامش مخالف بودن!

اما من انجامش دادم!! و خوب هم انجامش دادم!!

فقط الان کلی حس عجیب غریب دارم و کلی فکرهای نامتعادل!

که هر لحظه می تونن باعث بهم ریختنم بشن!!

برگشتم سر خونه ی اول؟

من هیچ وقت نمی تونستم در عید این همه خوب درس بخونم!

و این همه حجم کاری بالا رو تموم کنم!

ولی این کارو کردم!!

و احساس غرور کردم از انجام این کار!!

بالاخره یاد گرفتم!!

یاد گرفتم چه جوری 1 حجم کاری بالا رو انجام بدم!

یاد گرفتم چطور از خودم کار بکشم!!

چطور "سخت" کار کنم!!

شاید این عید من "طلایی ترین عید " سال هام بشه!!

واییییییییییییییی خدا خیلی از این عیدم خوشم میاد!!

الان لبخندی بزرگگگگگگگگگگگگ به پهنای صورتم زدم!

و حالا که اومدم دوباره خونه ...

انگار دپرس شدم!!

نمی دونم چرا!!! انگار این جا همش باید خوش بگذرونی و الاف باشی!!

چرا این جوریه؟

اصلا حس و حال تلاش های خفنو نداره!

یا شایدم کسی انگیزه ی این جوری تلاش کردنو نداره!

بابام که ....

خواهرم؟؟؟

نه!

مامانم؟

نه ...

داداشم؟؟

لوسه! همشمم غر می زنه و می خواد خودشو با من هم سن نشون بده و کل کل کنه!! که این اعصابمو خورد می کنه!

مامانمم که فقط "گیر" می ده!! البته بگذریم که منم انگار عادت کردم به گیر دادن! :))))

نمی دونم این چند مدت باقی مانده تا کنکورو چطور تموم کنم؟

"تنها" ...

همه از من فقط توقع دارن!

آیا می تونم تنهایی این کارو انجام بدم؟

و منظم درس بخونم؟

آیا می تونم خودم تنهایی از پسش بربیام؟

و این ماهو برای خودم طلایی کنم؟

باورتون می شه روی پیشونیم 1 خط نازک افتاده؟؟

براش خیلی غصه می خورم!

از بس بهم سختی وارد شده سر این کنکور!!

ولی ازش خوشمم میاد!! گاهی وقت ها با اون حس "غرور" می کنم!

و عاشقشم!! از این که من " همچین آدمیم!"

 

من می تونم!! من می تونم و از پسش برمیام!

چون من حانیه ام و با بقیه فرق دارم!!

بهتره 1 برگه بردارم و تعهد نامه درست کنم و به خودم 1 قل بدم!

بازه های 3هفته , 3هفته ای!

اگر من این 3هفته ای که در پیش دارمو خوب درس بخونم به خودم 1 مدال افتخار خواهم داد!!

و این اتفاقو به عنوان نشانه ای از قدرت , توانایی , استقامت , استواری و ... ثبت خواهم کرد!!

این می شه 1 نشونه برای من!

که تا آخر عمرم ...

به یاد داشته باشم که :

" من همچین آدمی هستم!!"

نمی دونم چرا هر چقدر می گذره و من تلاش هامو سعی می کنم افزایش بدم ...

بیشتر احساس تنبلی هم می کنم!

انگار این 2 حس باهم متقارن پیش می رن!

چرااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا از تنبلی دارم بی زار می شم؟

چرا وقتی آدم های بی کارو می بینم استرس بهم وارد می شه؟؟

خدایا اگر من این حسو دارم ...

نیوتن و اینشتین و دکتر حسابی و....

اینا چه حس هایی داشتن؟؟

این افرادی که 100برابر من تلاش کردن؟

دیگه اینا جدا جدا آدم های دیگه رو " خر " می دیدن!

بله!! برای اسم جاودانه داشتن ... روح جاودانه داشتن ...

باید خیلی بیشتر از اونی که فکر می کنی ... از خودت مایع بذاری!

 

راستی دیروز از عمو امیر 1 حرف درست و حسابی شنیدم که 1 گره از تو ذهنمو باز کرد ...

همگی داشتیم حرف می زدیم که همه چیزو از نوع می شه بازسازی کرد!

دست کثیفو بشوری پاک می شه ...

من گفتم :

" دلو و قلب هم پاک می شه "

دخترخالم گفت :

اما اگر دل یا قلبی بشکنه دیگه درست نمی شه!!

که عمو امیر گفت :

 

" شکستنی هام ترمیم می شن!! تا زمانی که زنده ای!!!! "

 

پس آزاد و سرحال زندگی کن!

با روحیه ای بالا چون که که هیچ غم و غصه ای وجود نداره!!!

تو تا زنده ای همه چیزو می تونی از اول بسازی ...

همه چیز پاک می شه ...

همه چیز ترمیم می شه ...

کثیفی ها پاک می شن ...

شکستنی ها ترمیم می شن ...

به شرطی که " زنده" باشی!!!

 

 

زنده باش .

همیشه به یادتون خواهم بود ...

گاهی وقت ها ...

آدم هایی وارد زندگیت می شن و

راهشونو در قلبت و مغزت باز می کنند!

و تو با آن ها زندگی می کنی ...

یعنی زندگی کردن با فکر و یاد آن ها را یاد می گیری ...

می تونم فکر کنم

که هیچ وقت هیچ وقت ازشون جدا نمی شم؟

می تونم همین حالا ... به خودم این قل رو بدم که حتی اگر سفرم خیلی طولانی تر شد اما برگردم؟

برگردم و به همراهان راهم بگم که چقدر برام مهم بودن؟

چرا باید با فکر تلخ " گذر کردن" برم؟

من با این فکر درس می خونم که فقط رشد کنم و این باعث بشه که اطرافیان و معلم هامو خوشحال تر کنم و "ترکشونم نکنم!!"

فراموششون نکنم!!

"همیشه به یادشون باشم!!"

 

 به یاد داشته باش

 

چشم هایت را باز کن و واقعیت ها را ببین!

روزگار تلخ است!!

تاحالا تلخی اونو به این وضوح درک نکرده بودم!!

درک کردن واقعیت ها تلخ است!

چون تلخ است نباید دید؟

باید خود را به خریت زد؟

باید چشم هایمان را رو به واقعیت ها ببندیم؟

و بگوییم همه چیز شیرین است؟

و این اطلاعات آخرین علم روانشناسی است؟

که خود را به " خریت" بزنید؟

من فکر نمی کنم این روش زندگی درست باشد!

1 انسان تا هر اندازه هم که قوی باشد باز هم نمی تواند برای تمام عمر و لحظه های زندگیش خر باشد!

شاید بتواند چند روز ... چند هفته ... چند ماه ... و حتی سال ها ...

خودش را به "نفهمیدن" بزند!

اما بالاخره روزی می رسد که تلخی را احساس کند و آن روز برایش بدترین روز عمرش می شود!

بهتر نیست

از همان ابتدا واقعیت را ببینیم؟ و با آن ها کنار بیاییم؟

تلخی آن ها را بپذیریم؟

شاید در ابتدا آن ها را پس بزنیم و از آن ها دوری کنیم!

اما سرانجام به آن ها عادت خواهیم کرد!

آن گاه خنده هایمان هم " واقعی" خواهد بود!

آن گاه می توانیم خوشحال باشیم .

هرگاه بتوانیم تلخی واقعیت ها را بپذیریم آن گاه شیرینی پیروزی ها و شیرینی اتفاق های خوب را هم خواهیم چشید!

بهتر است از همان ابتدا با خود بگوییم :

" این نیز می گذرد ..."

همه چیز تمام شدنی و فانی است!

اما با صدای خنده ها چطور کنار بیاییم؟

" هرگاه بفهمیم که کجا باید بخندیم و کجا ناراحت باشیم آن گاه با صدای همه چیز کنار خواهیم آمد!"

اگر قرار باشد هر روزمان را درحال فرار از واقعیت ها باشیم ...

روزی می رسد که یقه هایمان را می گیرد و ان روز تلخ ترین روز عمرمان خواهد بود!

از نظر من داشتن زندگی متعادل بهتر است .

لزوما قرار نیست ما روزهایمان "شاد" "شاد" "شاد" باشد!

و روزهایی هم " تلخ " "تلخ" "تلخ"!!

می تواند روزهایمان شاد باشد!

لبخند داشته باشیم ...

اما با بصیرت!! و با چشمانی باز!

مهم نیست دیگران راجع به ما چه می گویند؟

و یا در این وسط یه سری از آن ها شیرین عسل و محبوب می شوند تنها به خاطر "خریتشان"!!

تو می توانی "چشمانت را باز" نگه داری و تنها به این شیرین عسل ها و محبوب ها نیشخند بزنی!

و مطمءن باشی که روزگار دمار از این خریتشان در می آورد!

لزوما قرار نیست تو محبوب ترین و شیرین عسل ترین آدم روی کره ی زمین باشی!

اگر این ویژگی برای کار تو لازم بود شرایط فرق می کرد!

اما حال که این طور نیست ...

سرت به کار خودت باشد ...

" با چشمانی باز"

 

چشم هایت را باز کن

با استرس خود کنار بیاییم .

 

موضوع : چگونه با استرس کنار بیاییم؟

HIH  :استرس به خودی خود غیرطبیعی و بد نیست، بلکه چگونگی کنار آمدن با استرس مهم است. اگر شما به سختی استرس را کنترل کنید، به سختی هم زندگی روزمره خود را سپری خواهید کرد ...

 

 

HIH برمی گردد ...

مقدار نوشته : کم

موضوع : یه سری ویژگی های جدید در HIH

نوع : عمومی

منبع : دنیای HIH

سبک : محاوره ای

پند این پست : اون روشی که باعث می شه تو بهتر زندگی کنی رو رها نکن .

یک راهکار خوب برای بهتر شدن : برای کارهات زمان بندی داشته باش و چیزی رو فدای چیز دیگر نکن .

یک بیت شعر برای این پست :

آنتونی رابینز :

 

متفرقه های این پست :

" بهتر و بالاتر از زندگی عادی ( قوانین ماهی گیری HIH )"

خودت را بشناس : حضورت هدیه ای برای جهان است . تو بی نظیر و بی همتا هستی . زندگی ات می تواند همانی باشد که می خواهی . روزها را دریاب و در لحظه زندگی کن .

زنان را بشناس : اگر در قلبت به زنی احساسی داری تو باید اول احساساتتو بروز بدی ... و تا احساساتتو بهش نشون ندی ... اون هم نشون نمی ده!

مردان را بشناس : بعد از این که نامزد شدین " دوستت دارم " رو اول اون باید بگه!! ( در دوستی ها و کلا در همه ی روابط باید مرد پیش قم بشه .)

بچه های باهوش را بشناس :

1- دامنه ی لغات پیشرفته دارند .

2- درک مفاهیم پیچیده را دارند .

3- به جزئیات توجه دارند .

4-طیف وسیعی از علاقه مندی ها دارند .

پر طرفدار , جذاب و متفاوت باش :

1-

 

 

خوش اندام باش :

 حذف با (لاقل) کاهش مصرف گوشت حیوانی :

زیرا باعث افزایش چربی و کلسترول خون , چاقی , نقرس بیماری های دستگاه گوارش و افزایش خطر ابتلا به انواع سرطان ها مانند سرطان روده ی بزرگ می شود .

( اگر در این مورد سوالی داشتید ازم بپرسید چون توضیحاتی طولانی داره .)

 

" نگرش های پیشرفت زندگی HIH " :

1- لبخند : بگذار مهربانی همیشه در چهره ات , چشمانت و در گرمای سلام و احوال پرسی ات جا داشته باشد . هیچ گاه لبخند شادی بخشت را از کودکان , فقرا و تمام کسانی که در زندگی ات جا دارند دریغ مکن .

2- شکر و تشکر : چون در ذهنت هدف های بزرگ داری , دلیل نمی شه که به خاطر چیزهای کوچک شکر گذار نباشی و تشکر نکنی!

تشکر و شکر گذاری یکی از قوانین زندگی عالی هستند .

 

میان عشق وزیبایی ترا من دوست می دارم

اگر دریای دل آبی ست                                           تویی فانوس زیبایش
اگر آیینه یک دنیاست                                               تویی معنای دنیایش


***


تو یعنی یک شقایق را                                          به یک پروانه بخشیدن
تویعنی از سحر تا شب                                         به زیبایی درخشیدن


***


تویعنی یک کبوتر را                                            زتنهایی رها کردن
خدای آسمان ها را                                             به آرامی صدا کردن

 

بچه ها ببخشید که ناراحتتون کردم ...

آخه من کلی دوستون دارم!

بوی زندگی می آید ...

امروز جمعه 93/7/4

من با آرامش عجیبی از خواب بیدار شدم ...

صدای مادر و پدرم را در سالن می شنیدم ...

چقدر زیبا و صمیمی باهم حرف می زدن

و من از شنیدن صداشون چقدر احساس آرامش و خوشحالی کردم .

دلم می خواست تا آخر روز از خواب بیدار نشم تا صدای پدر و مادرم را بشنوم!

چون اون ها به خاطر ما بچه ها خیلی با هم رسمی تر رفتار می کنن .

به خصوص پدرم!!

جلوی ما بسیار رسمی هست!!

انگار 1 رئیسه بسیار قدرتمند و دقیق هست .

ولی حالا من داشتم صدای خنده هاش و مسخره بازی هاشو با مادرم می شنیدم!!

و این آرامش عمیقی به من می داد!!

و خوشحالم می کرد .

از خواب بیدار شدم و رفتم حمام .

بعد از حمام از خواهرم خواستم که یک سیب برایم بیاورد .

بعدشم نشستم و فضای خونمونو بررسی کردم!!

حس خوبی داشتم .

خوشنود بودم .

از این که خانواده ای دارم .

پدرم را دوست دارم

و این پدر چقدر خوب نقشش را ایفا می کند .

و من مادرم را دوست دارم

چون دوست داشتنی ترین زن دنیا رو در اون می بینم .

جر و بحث کردن با خواهر و برادرم!!

و دعوا کردن به خاطر مسائل کوچک را دوست دارم!!

من به زندگیم حس خوبی دارم .

این خانه ی گرم قوانینی دارد!!

که من اجرا کردن آن ها را دوست دارم .

چون از داشتن خانواده ام لذت می برم .

خوشحالم که عضوی از یک خانواده ی گرم هستم .

خودم را عضوی زیبا و سخت کوش می بینم ....

عضوی که برای هدف ها و خواسته هایش تلاش می کند .

عضوی شجاع و جسور و محکم و با ثبات .

خودمو در آینه می بینم .

به خودم بیشتر اهمیت می دهم .

به اعضای خانواده ام ...

چون دوستشان دارم!!

شلوار و بلوزی با رنگ سبز فسفری می پوشم و موهایم را مدل می دهم

و سعی می کنم به اعضای خانواده ام اهمیت بیشتری بدهم تا آن ها از دیدن من لذت ببرند و از داشتن عضوی مثل من افتخار کنند و خرسند باشند .

پاییز را دوست دارم .

به من نظم می دهد .

پدرم دوباره تاکید می کند ...

سحر خیزی را ...

و سعی می کند تا کمکم کند تا مشکلم را حل کنم!

مادرم می گوید کتاب هایم را مرتب کنم .

خودم هم در فکر مرتب کردن کمد لباس هایم هستم!!

1 لیوان چای می ریزم و سعی می کنم نقش 1 عضو خوب را در خانواده ام ایفا کنم .

پاییز می آید ...

در خانه ی ما هم بوی زندگی می آید ...

در حانیه هم آرامش و نظم و شور و شوق برای ادامه ی زندگی می آید ...

 

 

پاییزی بسیار زیبا (25 عکس)

سلام پاییز ...

فصل من!

حانیه زمانی که برای بار nام سر جلسه ی ازمون هست!

مقدار نوشته : متوسط .


موضوع : حانیه و ازمون گزینه 2 در 25/بهمن/ 1392


سبک : عامیانه . (حانیه نوشت )


نوع : عمومی .


مقدمه : دیروز وقتی سر جلسه ی ازمون نشسته بودم...

نمی دونم چه اتفاقی برام افتاد اما همین جوری یه ذره به خودم اومدم... و احساس کردم قدم در جاده ی بدی گذاشتم!! حس بدی دارم!! حسی که داره جلوی رشدمو می گیره!! و باعث می شه که من حتی نتونم دیدن سوال هارو تحمل کنم! دوست داشتم برگه ی سوال هامو پاره کنم!!

این شد که در جا سرجلسه به جای پاسخ دادن به سوالات با بی حوصلگی تمام...بشینم و این احساسمو تجزیه و تحلیل کنم!! و گوشه ی برگه ی ازمونم این مطالب رو نوشتم!!


پند این پست : تا ابد دوست داشته باش!!!


منبع : ذهن من .


توضیحات : سلامممممممممممممم!!! من سر جلسه ی ازمون هستم!!! من از سر جلسه ی ازمون دارم این حرف هارو به شما می زنم!!!! جالبه نه؟؟؟ به نظر شما جالبب نیست؟؟؟ :))) حانیه و جلسه ی ازمون؟؟؟ :)))

راستی!! ممکنه من تا 1مدتی پیشتون نیام! چون واقعیتش خودمو لایق امکانات خونمون و این همه مهربونی های خانوادم نمی دونم!! دوست ندارم خونه باشم!! دوست دارم برم جایی که یکم هم سطح خودم باشه!!

الان من لیاقت این پدر و مادر و این خونه و این شرایط رو ندارم!برای همین ممکنه نتونم اون جوری که دلم می خواد از خودم مایه بذارم!!

واقعیتش انقدر اخلاقمم انقدر بد شده که همون بهتر که خونه نباشم!! هم خودم راحت ترم هم خانوادم!! :))

پس فعلا...


یک راهکار خوب برای بهتر شدن : حانیه! بفهم! فرق ان چه را که می توانی تغییر دهی ( خودتو) و انچه را که نمی توانی تغییر دهی ( جهان سوم الانتو!! نوع سوالات کنکورتو!! ساعت و تعداد سوالات کنکورتو )


یک بیت شعر برای این پست :

گر جان عاشق دم زند اتش بر این عالم زند / وین عالم بی اصل را چون ذره ها برهم زند


انتونی رابینز : چگونه یک فرد می تواند تحول ایجاد کند؟تاریخ جهان فقط شرح اقدامات تعداد معدود افرادی معمولی است که دارای تعهد فوق العاده یی بوده اند.

?antoni rabiinz : how doese a person make a difference

the history of the world is simply a chronicle of the deeds of a small number of ordinary people who had extraordinary levels of commitment.


والپیپر قلب و دل heart love wallpapers

ادامه نوشته

می اموزم و ایمان می اورم...

می اموزم که بیشتر از همه باید به خودم ایمان بیاورم!!

حتی اگر شکست خورده باشم!!

می اموزم که بیشتر از همه باید خودم باشم تا بتوانم موفقیت را به دست بیاورم!

ایمان می اورم به اموخته های خودم...

ایمان می اورم به ذهن خودم...

ایمان می اورم به رویاهای خودم...

به تجزیه تحلیل های خودم...

و وقتی می اموزم و ایمان می اورم به خودم

باید مراقب این باشم که دیگران من را خودخواه و مغرور نبینند...

باید دیگران را ببینم

تا بتوانم به خودم ایمان بیاورم و خودم باشم...


http://s2.picofile.com/file/7693180214/Michele_Clement.jpg


من حانیه ام! یک مبارز حرفه ای...

مقدار نوشته : متوسط .


موضوع : زندگی من حالا تبدیل شده به یک بازی!!! :)


سبک : عامیانه . ( حانیه نوشت )


نوع : شخصی .


مقدمه : هیچ وقت فکر نمی کردم که یک روزی منم بخوام وارد بازی بشم!! و بگم منم 1 بازیگرم!! و من هم 1نقشی رو دارم بازی می کنم!! اما این حقیقتیه که اگر می خوای به رویاهات برسی باید یک بازیگر خوب باشی!


پند این پست : بازی کن!! اما جوانمردانه!!


منبع : ذهن من .


توضیحات : یک سلام می کنم به همه ی شما تماشاچیان زندگی!! طرفدار من باشین!! من ادم خوبه هستم!! :)


یک راهکار خوب برای بهتر شدن : قبول کن که تمام این اتفاقات زندگیت چه خوب چه بد قوانین بازی زندگی هستن! پس یک بازیکن حرفه ای باش!


3 بیت شعر برای این پست : راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست/ان جا جز ان که جان بسپارند چاره نیست

تا نگردی اشنا زین پرده رمزی نشنوی/گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

پنج حسی هست جز این پنج حس/ان چو زر سرخ و این حس ها چو مس


انتونی رابینز : از قدرتی که اکنون در جهت تغییر هر بخش از هویت خود دارید,فقط با گرفتن یک تصمیم بهره بگیرید.

antoni rabinz : rejoice in the power you have right now to change any part of your idenity simply by deciding to.

http://lib.rus.ec/i/86/249186/angel.jpg

ادامه نوشته

HanIyeH ,s  coffee shop

مقدار نوشته : کم .


موضوع : یکم متفرقه .


سبک : عامیانه ( حانیه نوشت ) .


نوع : شخصی .


مقدمه : گاهی وقت ها ناخواسته در تله ای می افتی و جز سازگاری کاردیگه ای از دستت بر نمی یاد!


پند این پست : در هر لحظه از زندگی درسی بیاموز + حتما برای لذت بردن نیاز به تشکیلات نیست!


منبع : ذهن من .


توضیحات :  دوستان برای یه مدت کوتاه "ادامه ی مطلب" پاک شده بود الان درستش کردم, اونایی که ادامه ی مطلب رو نخوندن الان می تونن بخونن! تازه عکسشم عوض کردم! یه عکس خوشگل تر و مقوی تر گذاشتم! :)  بالاخره تو کارهای اینترنتی از این مشکلات ممکنه به وجود بیاد دیگه!! :)


یک راهکار خوب برای بهتر شدن : تمام تلاشتو بکن تا موانع رو کنار بزنی! اما اگر دیدی مقاومت تو باعث اسیب رسیدن به خودت می شه, مقاومت رو بذار کنار و سازگاری رو پیشه بگیر!!


یک بیت شعر برای این پست : گر رنج پیش اید و گر راحت ای حکیم             نسبت مکن به غیر که این ها خدا کند


انتونی رابینز : وقت ان است که از اعتقاداتی که دیگر یاری بخش تان نیست فاصله بگیرید.

it,s time to get of beliefs that no longer serve you :  antoni rabinz   !!


عکس مدلهای بسیار زیبا از کافی شاپ

ادامه نوشته

ما چقدر به هم نزدیک هستیم!!


مقدار نوشته : متوسط.


موضوع : انسان ها ذاتا عاشق هستن...ذاتا به سمت چیزهای خوب حرکت می کنن!!


سبک : عامیانه ( حانیه نوشت )


نوع : عمومی .


مقدمه : فکر می کنم اگر به عنوان مقدمه اینو بگم که چطور انگیزه ی نوشتن این پست تو سرم اومد بهتر باشه!! :

داشتم کتاب قرابت معنایی مهران شرفی رو می خوندم! احساس کردم چقدر بیت هارو می شناسم! و خیلی هاشونم حفظ شدم!!

از شعری که اخر درس 2پیش دانشگاهی گذاشته شده بود!!( به انتخاب مولف ) خیلی خوشم اومد و اشک در چشم هام جمع شد! تصمیم گرفتم  اون چیزهایی رو که از اون شعر  درک کردم بنویسم!!


پند این پست : به نظر من اول خودتو بشناس و بعدش به خدا توکل کن و به دنبال اهدافت برو...


منبع : ذهن من + شعری از حافظ


توضیحات : نقد هم دارم!! :))) البته همه ی نوشته ها درک خودمه !! از جایی نشنیدم و نخوندم!! حتی امکان داره جاهاییشو اشتباه فهمیده باشم اما خب درک خودم بوده دیگه!!

درکی که باعث جاری شدن اشک روی صورتم شد!


یک راهکار خوب برای بهتر شدن : حانیه!! تو تاحالا خیلی فکر کردی!! خیلییییییییییییییییییی!!! بهتره از الان به بعد بیشتر عمل کنی!!!


یک بیت شعر برای این پست : هر ان که در این حلقه نیست زنده به عشق /بر او نمرده به فتوای من نماز کنید!!!!


چارلز دیکنز : هرگز نباید بابت اشک هایمان شرمسار باشیم!

 we never ashamed of our crying : charles dickens


زیبا ترین زن جهان بدون ارایش

راست راستکی خوب و موفق باش!!

مقدار نوشته : متوسط .


موضوع : هم دیگر رو گول نزنیم + خودمونو باور داشته باشیم .


سبک : عامیانه . ( حانیه نوشت )


نوع : عمومی .


مقدمه : وقتی خدا تو رو در مسیری قرار می ده که فکر می کنی خیلی  بده... وقتی همه فکر می کنن وضعیتت خیلی بده ...

زمانی که تو داری دائم از خدا گلایه می کنی که چرا من؟؟؟

بعد 1دفعه...چه چیزهای درخشان و جالبیو متوجه می شی... و این موضوع چقدر باعث تفاوت تو با دیگرا می شه!! انگار دنیات فرق می کنه!!و تازه با خودت می گی :

" مثل این که اوضاع خیلی بدم نیست...یکم که بیشتر می گذره با خودت می گی...

خوبم هست!!!"


  پند این پست : این پستم سراسر حرف های خوب و قشنگه!! همه مهم ترینش به نظرم درستکار بودن و راست عمل کردن هست!!! راست عمل کن!!!نه دروغ!! گول نزن!! و به خاطر راست بودنت نترس!!


منبع : ذهن من .


توضیحات :---


یک راهکار خوب برای بهتر شدن : امکان نداره!!! نه امکان نداره که تو راست و دروغ رو نشناسی!! تو تو دلت راست همه چیزومی دونی دروغ همه چیزم می دونی!!!

پس از همین حالا شروع کن به راست عمل کردن!!! به درست و راست عمل کردن!!!


زیباترین دختر بریتانیا بدون آرایش و عمل زیبایی

ادامه نوشته

چرا هیچ چیزی سر جای خودش نیست؟


مقدار نوشته : متوسط.


موضوع : احساس ها و افکار من وقتی سر کلاس درسی هستم!!


سبک : عامیانه (حانیه نوشت)


نوع : شخصی.


مقدمه : شده تا حالا میزان درک و فهمت بیشتر از اوضاعی باشه که داری؟؟ ...


پند این پست : هیچ وقت  نه ایست!! که ایستادن یعنی مردن!! یعنی مرگ روح تو!!!


منبع : ذهن من.


توضیحات : البته من هنوز هم بچگانه فکر می کنم بعضی اوقات!! هنوز هم بعضی اوقات احمق می شم و چقدر به جسم روحم به خاطر احمق بودنم ضربه می زنم!! " خدایا کمکم کن تا ادم بزرگی بشم!! "


یک راهکار خوب برای بهتر شدن : در کلاس هایی که در این سال ها من شرکت کردم هزاران تا دختر و زن قوی دیدم که  برای هدف هاشون سخت می جنگیدن!! با سنین مختلف!! (از 17سال گرفته تا 50سال!!) امسال دوباره با یکی از دوست داشتنی ترین هاشون اشنا شدم!! وقتی می بینمش حس خیلی عجیبی دارم!! یه جورایی انگار از خودم خجالت می کشم!!

از لوس بودنم!! از ابله بودنم!! از این که چقدر احمقانه و بچگانه فکر می کنم!!! بهتره ادم بزرگ باشیم!! حتی اگر هم نیستیم سعی که می تونیم کنیم؟؟ادای انسان های بزرگ رو که می تونیم در بیاریم؟؟؟


ادامه نوشته

برای خالی نبودن عریضه فعلا...

توضیحات :

خب قبول کنین دیگه!!!

تاسوعا عاشورا ادمو یاد مشکلات و ناراحتی هاش می اندازه!! :))

حتی بدبختیم  نداشته باشی برای خودت می سازی انگار!! :))

والااااااااا...

مثل این که من این تاسوعا عاشورا خیلی جوگیر شدم!!فکر کنم ولم می کردن خاکم رو سرم می ریختم!!!

اخه می گفتن هرچی بیشتر گریه کنی بیشتر بهت حاجت می دن!!

اما من دیگه همچین حرفیو قبول ندارم!!!!

چرا؟؟

  خب ادم با یاد چه چیزهایی به گریه می افته؟؟

با یاد مشکلاتش !! اگر دائم یاد مشکلاتمون باشیم که افسرده می شیم!!

هوم؟؟؟

پس فعلاااااا بی خییییییییییییال پست قبلیم شما به دل نگیرید!!!(می بینید که پاکشم کردم!)

چرا درصد های کنکور من این جوری شد؟


ميزان نوشته : متوسط.


موضوع : چرا درصد های کنکور من اين جوري شد؟


سبک : عاميانه.


نوع : شخصي.


مقدمه : هر علمي در نوع خودش باعث تکامل انسان هست!!! هرچقدر بتونيم سطح علميمونو ارتقا بديم ديدگاهمون نسبت به زندگي بازتر مي شود...


پند اين پست : براي يادگيري علمي هيچ وقت دير نيست و براي کنکور بايد مثل ربات بود ايا؟؟؟


منبع : ذهن من.


توضيحات: دوستان انگار در این پست دوباره می خواستم مشکلاتم رو گردن کسی بندازم!! در صورتی که تنها مقصر مشکلاتم خودم هستم و بس!! شما بعضی از حرف هامو نادیده بگیرین!!


يک راهکار خوب براي بهتر شدن:

برای موفق بودن!! باید سعی کنیم خودمونو برای هر نوع امتحانی اماده کنیم!!

انعطاف پذیر باشیم!



بعدا نوشت : شهادت امام سجاد (ع) را به همه ی هم وطنان خوبم تسلیت می گویم.

(می دونم که دیر شده اما امام سجاد برای من خیلی ارزش داره!).

حدیثی گهربار از امام سجاد عزیزم :

"تمام سعادت و خوشبختی، حفظ (و كنترل اعضا و جوارح خود از هرگونه بدی) از سوی خویش است.‏"

یعنی تو اول از همه مراقب خودت باش عزیز!

ادامه نوشته